۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

Gang of Four



Gang of Four - Entertainment! - 1979

.


Natural's Not in it
The problem of leisure, what to do for pleasure?
Ideal love, a new purchase, a market of the senses
Dream of the perfect life
Economic circumstances, the body is good business

Sell out, maintain the interest, remember Lot's wife
Renounce all sin and vice, dream of the perfect life
This heaven gives me migraine
The problem of leisure, what to do for pleasure?

Coercion of the senses, we are not so gullible
Our great expectations, a future for the good

Fornication makes you happy, no escape from society
Natural is not in it, your relations are of power
We all have good intentions, but all with strings attached

Repackaged s.e.x, your interest
Repackaged s.e.x, your interest
Repackaged s.e.x, your interest

Repackaged s.e.x, your interest
Repackaged s.e.x, your interest
Repackaged s.e.x, your interest

The problem of leisure, what to do for pleasure?
Ideal love a new purchase, a market of the senses
Dream of the perfect life
Economic circumstances, the body is good business

Sell out, maintain the interest, remember Lot's wife
Renounce all sin and vice, dream of the perfect life
This heaven gives me migraine
This heaven gives me migraine
This heaven gives me migraine
.
.

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

بیورک گ.


.

Í DANSI MEð ÞéR

Sérðu rúmbudansinn duna nú,
dönsum því, ég og þú
svifum létt um gólfið til og frá
töfrabrá, logaþrá

Er það draumur eda ert þú hér?
enn í kvöld, einn med mér
armar þínir vekja ástarbál
unadsmál, eld í sál

Dönsum saman uns dagurinn rís
þótt þá dyljist því minnist ég þin
og thín hand leidir hand mína heim
ut í hamingjugeim

Við þinn fagra ljúfa augnaeld
undi ég þetta kveld
djúpa döggin mjúk að moldu skjótt
mild og hljóð kemur nótt

.

IN THE DANCE WITH YOU

See the rhumbadance is drumming now
dance therefor, me and you
gliding easily around the floor to and fro
Magic skin, burning desire

Am I dreaming or are you here?
yet tonight, alone with me
these arms of yours awake a burning love
pleasure, fire in the soul

Dance together until day rises
though you hide I remember you
and your hand leading my hand home
out to a world of happiness

By your beautiful loving fiery eyes
I'm swept away tonight
the deep dew softly shoots to ground
mildly and quietly comes the night

.

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

Le Voyage De Sahar

.
چیزی که برام ثابت شده اینه دانشگاه رفتن، حتی رسیدن به سقفش که اخذ مدارک عالی باشه حتی با نمرات عالی سوپر دکترها شدن یه ذره هم به شعور آدم ها اضافه نمی کنه و به طرز غریبی تحصیلکرده ها همون کارهایی رو می کنند که بقیه، هرچند به نظر خودشون نمیاد که فرقی ندارند. د اخل پرانتز همه اتفاق نظر داشتند که آقای مهندس شبیه سوسن خانم هستند و ما هم غافل از ماجرا در خم کوچه‌ی خودمان حداقل کاری که تونستیم برای جماعت مسخ شده کنیم این بود که براشون یه دونه آهنگ از نینا سیمون بزاریم تا یک نفر از میان جمع سر بر کند و بگوید تام ویته دیگه نه؟ منم یه دور دیگه با اون صندلی‌هایی که تازه خریدن چرخیدم و گفتم آفرین نزدیک شدی، ولی یکی دیگه ست. ویتس نیست. یعنی س داره تهش. بعد با خودم فکر کردم آدم وقتی میگه تام ویتس اصلا انگار تام رو تلفظ نمی‌کنه و وقتی میگه تام ویت انگار فهمیده اسمش تامه!
.
الان فهمیدم سوسن خانم‌ها چه شکلی‌اند و یادم اومد که این کلیپ کذایی رو کیومث یه بار بهمون نشون داده بود و گفته بود که کلیپش خیلی حرفه‌ای ساخته شده و اینا. داخل پرانتز خداییش فیلم ساختن اصلا به من نیومده و آخرشم آدم هر غلطی می‌کنه برا خودشه انگار و هیچ جایی رو نمی‌گیره، البته خب حرفه‌ای یعنی چی؟ یعنی همون دیگه... شما خودت رو ناراحت نکن...
.
شافل: من انگار از خیر آلبومی گوش دادن آهنگا نمی‌تونم بگذرم و شافل کردن‌هام هم میشه مثلا کنار هم گذاشتن دو تا آلبوم و این جورها: Liquid Tension Experiment 2 + Le Voyage de Sahar
.
هنوزم گاهی گیر می‌دم که چرا اسم من رو سحر نذاشتن؟ بهشون می‌گم آخه چرا هرچی اسم گل و بلبله رو می‌زارن رو دخترها و اسم پسرها اگه اسامی عربی نباشه حتما اسم یه مردی در تاریخ باستانه؟ من رسما باید اسمم رو عوض کنم دیگه. می‌خوام اسمم دریا باشه...
من اگه دختر بودم قرار بود اسمم سحر باشه. عجیب نیست که شد مهدی؟ کردمش مه‌دیار جواب نداد، هرکاری کردم نشد. آقا ما نخواستیم. کسی که اصولا ما رو صدا نمی‌کنه. خودمونیم و خودمون، پس چرا اسمم دریا نباشه؟ میتونم ثابت کنم آرزو، شقایق، مرجان، شبنم، بهار و... همه می‌تونن اسم مرد و زن باشن... مطمئنم شما نمی‌تونین ثابت کنین دریا اسم من نیس ت .
.

۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه

سی سی یو

.
باز صدایش را می‌شنوم و چنین آرام
صدایش را می‌شنوم و چنین
قلبم سیاهی می‌رود
چنین آرام
صدایش
باز
.
.
.
نانوشت : باز بعد از یکی دو سال صداش رو شنیدم دوبرابر...
پی نوشت : قرار شد آی سی سی یو وجود نداشته باشه و یه سی سی یو داشته باشیم و یه پست سی سی یو (انگار این طوریه که می‌نویسند اینترمدیت سی سی یو و می خونند پست سی سی یو)
پی نوشت 2 : Cardiac Car Unit not Coronary Care Unit
.

۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

خاب

.

مدام از پشت چشمام فرار می‌کنم، مدام چشمام ازین چیز و اون چیز فرار می‌کنند تا یه وقت یه جا میخکوب نشن، تا که اون جا لنگر نندازم و اون جا کشتی‌هام رو غرق نکنم. صبح پا شدم و دیدم که اصلا نمیشه، دارم غرق میشم. رفتم حموم. یه آهنگی از باخ هست که دیگه باید مواظبش باشم. کار خودش رو کرد. نگفت من کلی کار دارم خیر سرم. ولی چند وقتیه کشتی‌هام جاهای خوبی غرق میشن. دریایی که با دستاش محکم گلوم رو فشار میده و موجاش می‌بردم زیر آب هر روز زلال تر میشه، دیگه یه آب گل آلود و کثیف نیست... هر چند گاهی به جاهایی تنه می زنه که دوست ندارم، جاهایی که از چشمه‌های اشکش متنفرم. ولی دوباره به هر تقلایی شده میرم به دریای خودم، جایی که کسی توش استفراغ نکرده، جایی که تفاله‌هایی جویده شده‌ای نیست؛ جایی که آبش جای دندون‌هاشون رو بدنم رو خوب می‌کنه. مدام زیر آبم و جز صدای آهنگام چیزی به گوشم نمیاد. از اشک‌هایی که به شماره می‌افتن خوشم میاد، نمی‌دونم ده تا، پونزده بیست تایی میشن گاهی، از اشکای روزانه بیزارم که هیچ کاری نمی‌کنن و فقط مایه‌ی عذابند. بدی اشکای شمردنی اینه که هفته‌ای یه بارند. اشکام هم دارند تمیز میشن. دیگه آلوده‌ی ندونستن نیستند، دیگه‌ آلوده‌ی مردم ِ بی مردم نمی‌خوام باشند. دوباره میرم بیرون و باید مواظب باشم از پشت چشمام فرار کنم. باید مواظب باشم کشتی‌هام تو یه مرداب گیر نکنن، اسیر سراب نشم، گرفتار خودم... دنبال یه جای خوب وسط دریام که آخرای خطم رو تا اونجا بکشم. کاش زود برسم، زودتر تموم شم؛ یه نفس راحت بکشم و برم زیر ِ خاک... بدون این قفسه‌ی سینه‌ی لعنتی که هر سرما و گرمایی میله‌های زنگ زده‌ش رو به درد میاره...

.

.